نقطه عطف در حمل و نقل و شهرسازي

نقطه عطف در حمل و نقل و شهرسازي
اينک با تصويب مجلس با پشتوانه بيشتري مي توان اين هدف را پي گرفت. البته اين کار مستلزم سرمايه گذاري عظيم در تهران و ساير کلان شهرها است. ليکن، من بر آن انديشه ام که هزينه-فايده فني، اقتصادي و اجتماعي آن مثبت است و بر کيفيت زندگي مردمان اثر مثبت فراواني خواهد داشت. در اين باره در آينده بيش از اين با مردم سخن خواهم گفت. نکته مهمي که در اين مصوبه وجود دارد، درک درست از تفاوت ماهيت و سيستم عملکرد قطارهاي حومه اي با قطارهاي دوربرد ميان شهري و هم با سيستم قطارهاي درون شهري است. اين قطارها از آنجا که فاصله هايي بلندتر از جابه جايي هاي درون شهري و کوتاه تر از برون شهري را طي مي کنند، نيازمند طراحي واگن هاي ويژه با سرعت خاص هستند. سيستم اعزام و فاصله اعزام قطارها معمولابح ها از سوي حومه به درون شهر داراي وضعيت بيشينه است و بعدازظهرها به صورت بالعکس. ضمنا به علت اينكه سفرهاي كاري را شامل مي شود، حساسيت آن نسبت به نظم و قابليت اطمينان، بسيار بالااست. به عنوان وزير و همچنين به عنوان يک شهروند از مجلس شوراي اسلامي سپاسگزارم که چنين مصوبه اي را داشت. اميد که اين يک گام بنيادين در بهبود هواي تهران و تمام کلان شهرها باشد.

نويسنده: دكتر عباس آخوندي

روز يکشنبه، مجلس شوراي اسلامي با پيشنهاد وزارت راه و شهرسازي موافقت کرد و شکل گيري شرکت راه آهن حومه اي را به تصويب رساند. اين يکي از آرزوهايي بود که داشتم و براي آن تلاش فراوان کرده بودم. اين روزها هواي تهران بسيار آلوده بوده و بحث آن نقل همه محافل است. يکي از منابع مهم آلودگي، آلاينده هاي متحرك است كه خودروهاي شخصي سهم بالايي در آن دارند.
آنچه معمولااز ديده ها مغفول بوده، اما سهم بسزايي در آلودگي هواي ما دارد، خودروهايي است که همه روزه از حومه شهر به تهران مي آيند و قطعا در مرز ورودي شهر متوقف نشده و بر ترافيك شهر افزوده مي شوند. البته اين اختصاص به تهران نداشته و مساله عمومي تمام کلان شهرها است. صرفا در تهران، روزانه حدود ۵۰۰ هزار خودرو به شهر وارد مي شوند و تقريبا همين مقدار خودرو خارج مي شود. اين رقم معادل ۲۰ درصد تعداد خودروهايي است که در شهر تهران در حال حرکت هستند و احتمالاکيفيت توليد آلايندگي آنها به طور ميانگين از معدل خودروهايي که در سطح شهر تهران در حال حرکت هستند، بدتر است. اگر از منظر تعداد مسافر حساب کنيم روزانه حدود يک ميليون و ۲۰۰ هزار مسافر به شهر تهران وارد و از آن خارج مي شوند. با توجه به اينکه اين مسافران همه روزه مبدا و مقصد مشخصي را طي مي کنند، قطعا جابه جايي آنها با قطار حومه اي هم از حيث ايمني و هم از حيث آسايش و بهره مندي از زماني که براي سفر روزانه صرف مي کنند و نهايتا به منظور کاهش آلودگي هوا، يک ضرورت انکارناپذير است. اين راه را همه كشورهاي ديگر پيموده اند و تاكنون براي حل مشكل سفرهاي حومه اي، در هيچ كشوري راه مناسب تري پيدا نشده است. البته آمدوشد در درون شهر تهران راهکاري ندارد، جز اينکه توسعه جهشي حمل و نقل عمومي به لحاظ كيفي و كمي در يك زمان فشرده در دستور کار دولت و شهرداري ها قرار گيرد. البته شكل كامل اين بسته، شامل حمل ونقل درون شهري، حومه اي و برون شهري به صورت توام مي شود. از اين رو، اين سياست نياز به يک سياست مکمل در نظام توسعه و طراحي شهري دارد تا بتواند از سياست حمل ونقل عمومي حمايت کند. شهرسازي ريل پايه ضرورتي است که به عنوان مکمل راه آهن حومه اي بايد به کار بسته شود. به کارگيري اين دو راهکار بنيادين يک تغيير انگاره اساسي در الگوي سکونت گزيني و مديريت جابه جايي شهروندان است. اين يک تغيير انگاره در طراحي شهري و سبک زندگي مردم است. اينکه هنوز تمرکز مديريت شهري بر توسعه اتوبان ها و معابر عبور خودروها است، به معناي رواج خودرومحوري است. اين يعني تقاضاي سفر بيشتر با خودروي شخصي كه منتج به ترافيك بيشتر و آلودگي هواي كشنده تر مي شود. در حالي كه رويکرد غالب امروز دنيا به دنبال تسهيل جابه جايي مردم در بستر حمل ونقل عمومي است، در ايران رويکرد تسهيل جابه جايي خودرو دنبال مي شود. از اينکه ديده مي شود كه شهروندان، سلامت، امنيت، ايمني، آسايش و کيفيت زندگي آنان در کانون توجه قرار ندارد، بايد افسوس خورد و باز از اينکه هنوز عده اي برخلاف همه كشورهاي پيشرفته دنيا گمان مي کنند که ايستگاه هاي راه آهن مانع توسعه شهري هستند و در پي جابه جايي آنها هستند نيز بايد متاسف بود. ليکن، خبر خوب اين است که موضوع شکل گيري راه آهن حومه اي در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد. از اين مصوبه بايد خشنود بود و آن را به فال نيک گرفت. قطعا اين مصوبه نويد يک تغيير بنيادين را در نظام جابه جايي و الگوي سکونت گزيني مي دهد. متعاقب آن، خوشبختانه پيش نويس راهبردهاي شهرسازي مبتني بر حمل و نقل عمومي در دبيرخانه شوراي عالي معماري و شهرسازي در حال بررسي نهايي است که اميدوارم در جلسه هفته آينده اين شورا به تصويب برسد و سرفصل جديدي در نظام طراحي شهري ايران باشد. لازم به تاکيد است که سه شبکه راه آهن دوربرد، راه آهن حومه اي و قطار شهري بايد با هم تبادل معني داري داشته باشند تا بتوانند جابه جايي درب تا درب را براي مسافران در فاصله هاي کوتاه و بلند و درون شهر فراهم آورند.
اين ترکيب سه گانه بايد در سطح بالايي با يكديگر و ساير مدهاي حمل و نقلي هماهنگ و سازماندهي شوند که شهرسازي مبتني بر حمل و نقل همگاني (Transit Oriented Development، TOD) در کشور پايه گذاري شود. ضمنا بيش از ۹۰ درصد از TODهاي دنيا ريل محور هستند كه آن را «شهرسازي ريل پايه» مي ناميم. صرفا براي اينکه يک درک واقعي نسبت به اين حرف ايجاد شود، خوب است تصوري داشته باشيم از شبکه اي ريلي که از کرج و حومه آن، شهريار، پرند، اسلامشهر و مناطق جنوب غربي تهران گرفته تا ورامين، پاکدشت و مناطق جنوب شرق تهران تا پرديس، بومهن، رودهن و مناطق شرقي و شمال شرقي تهران را از يکسو به شبکه قطار شهري تهران متصل سازد و از سوي ديگر به صورت راه آهن سريع بتواند قطارهاي شمال شرق را به غرب و جنوب غرب تهران و همچنين جنوب شرق و جنوب را به غرب و شمالِ غرب وصل سازد. اين از جمله پروژه هايي است که اين وزارت در دست بررسي و طراحي دارد و در مذاکره با سرمايه گذاران بين المللي در ميان مي گذارد.